دانلود کتاب شفای زندگی پی دی اف

دانلود کتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
⦁ خانه تکانی ذهن
اکنون وقت آن است که کمی بیشتر گذشته خود را بررسی کنیم و نگاهی به برخی از باورهایی که زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده اند ، بیاندازیم. برخی از افراد این قسمت از فرآیند پاکسازی را بسیار دردناک می دانند اما نیازی به آن نیست. قبل از اینکه بتوانیم آن را پاک کنیم باید به آنچه در آنجا است ، نگاه کنیم. اگر می خواهید یک اتاق را کاملا تمیز کنید ، همه اشیاء موجود در آن را برمی دارید و بررسی می کنید. برخی از چیزها را با عشق به آنها نگاه خواهید کرد ، و گرد و غبار آنها را پاک می کنید یا آنها را صیقل می دهید تا زیبایی جدیدی به آنها ببخشد. برخی موارد را مشاهده خواهید کرد که نیاز به اصلاح یا تعمیر دارند و برای انجام آن یادداشت می کنید. بعضی چیزها دیگر هرگز به درد شما نخواهند خورد و زمان آن فرا می رسد که آن چیزها را رها کنید. مجلات و روزنامه های قدیمی و صفحات کاغذی کثیف را می توان با خونسردی در سطل زباله انداخت. برای نظافت اتاق نیازی به عصبانی شدن نیست. هنگامی که ما در حال خانه تکانی ذهن خود هستیم ، نیز همین گونه است. برای از بین بردن برخی از باورهای قدیمی موجود در ذهنتان نیازی به عصبانیت نیست. بگذارید به همان راحتی که بعد از خورد غذا آشغال آن را در سطل آشغال می ریزید ، بروند. آیا واقعاً برای درست کردن وعده غذایی امشب زباله های دیروز را استفاده می کنید؟ آیا برای خلق تجربیات فردا به زباله های قدیمی ذهن خود احتیاج دارید؟ اگر فکر یا اعتقادی به درد شما نمی خورد ، آن را رها کنید! هیچ قانون مُدَونی وجود ندارد که بگوید چون شما زمانی چیزی را باور داشته اید ، باید برای همیشه به آن ایمان داشته باشید. بیایید برخی از باورهای محدود کننده و دلیل ایجاد این باورها را بررسی کنیم:دانلود کتاب شفای زندگی پی دی اف

⦁ باور محدود کننده : “من به اندازه کافی خوب نیستم”
⦁ دلیل ایجاد این باورها : حرف پدری که بارها به او گفت احمق است.
او گفت که می خواهد موفق باشد تا پدرش به او افتخار کند. اما او سرشار از احساس گناه بود ، که باعث ایجاد کینه شد و همه آنچه می توانست تولید کند یکی پس از دیگری شکست بود. پدرش به طور مداوم برای او سرمایه های مالی را تأمین می کرد و یکی پس از دیگری شکست خوردند. او از عدم موفقیت برای تسویه استفاده کرد. او پدر خود را وادار به خرج کردن و پرداخت می کرد. البته او خودش بزرگترین بازنده بود.
⦁ باور محدود کننده : عدم عشق به خود
⦁ دلیل ایجاد این باورها : تلاش برای جلب رضایت پدر
آخرین چیزی که او می خواست شبیه پدرش باشد. آنها نمی توانستند در مورد هر چیزی توافق کنند و همیشه با هم دعوا می کردند. او فقط خواستار تأیید خود توسط پدرش بود ، اما در عوض آنچه که نصیبش می شد سرزنش بود. همه ی بدنش پر از درد بود. درد پدرش هم دقیقاً همین بود. او نمی فهمید که عصبانیتش درد او را ایجاد می کند درست همانطور که عصبانیت پدرش برای او درد ایجاد می کند.
⦁ باور محدود کننده : زندگی خطرناک است.
⦁ دلیل ایجاد این باورها : پدری ترسیده
مشتری دیگری زندگی را ناخوشایند و بی رحمانه می دانست. برای او خندیدن دشوار بود و وقتی این کار را می کرد ، از اینکه اتفاق “بدی” رخ دهد می ترسید. او با این حرف بزرگ شده است که “نخند اگر بخندی هیولا میاد سراغت.”
⦁ باور محدود کننده : من به اندازه کافی خوب نیستم
⦁ دلیل ایجاد این باورها : تنها ماندن و نادیده گرفته شدن دانلود کتاب شفای زندگی پی دی اف حرف زدن برایش سخت بود. سکوت برای او به شیوه زندگی تبدیل شده بود. او تازه مصرف مواد مخدر و الکل را کنار گذاشته بود و می دانست که آنها وحشتناک هستند. فهمیدم مادرش وقتی او خیلی جوان بود از دنیا رفته است و خاله اش او را بزرگ کرده است. خاله اش به ندرت با او صحبت می کرد و اگه این اتفاق می افتاد فقط برای امر و نهی بود که باعث سکوت او نیز شده بود. او حتی در سکوت به تنهایی غذا می خورد و روز ها را در اتاق خود بی سر و صدا می گذراند. او معشوقه ای داشت که نیز مردی ساکت و آرام بود و بیشتر وقت خود را در سکوت تنها می گذراندند. معشوقه اش درگذشت و بار دیگر تنها شد.

⦁ تمرین : پیام های منفی
تمرین بعدی که ما انجام می دهیم تهیه یک کاغذ و لیستی از تمام مواردی است که والدین شما گفته اند در مورد شما اشتباه است. پیام های منفی که شنیدید چه بود؟ به خودتان وقت کافی بدهید تا هرچه بیشتر از این موارد را می توانید به خاطر بیاورید. معمولاً زمان کافی نیم ساعت است. آنها در مورد پول چه گفتند؟ آنها در مورد بدن شما چه گفتند؟ آنها در مورد عشق و روابط چه گفتند؟ آنها در مورد استعدادها و خلاقیت های شما چه گفتند؟ موارد محدود کننده یا منفی آنها به شما چه بودند؟ اگر می توانید ، فقط به طور عینی به این موارد نگاه کنید و با خود بگویید ، “بنابراین این اعتقاد از آنجاست.”
حالا ، بیایید یک ورق کاغذ جدید برداریم و کمی عمیق تر فکر کنیم. چه پیامهای منفی دیگری از دوران کودکی می شنیدید؟
⦁ از بستگان ـــــــــــــــــــــ
⦁ از معلمان ــــــــــــــــــــــ
⦁ از دوستان ـــــــــــــــــــــ
⦁ از چهره های قدرتمند ـــــــــــــ
⦁ از کلیسای شما ــــــــــــــــــ
همه آنها را یادداشت کنید. وقت بگذارید. از احساساتی که در بدن شما جریان دارد آگاه باشید. آنچه شما بر روی این دو قطعه کاغذ دارید افکاری است که باید از ذهن خود پاک شوند. این اعتقادات و باور هایی است که باعث می شود و شما برای خودتان “به اندازه کافی خوب نباشید”. دانلود کتاب شفای زندگی پی دی اف
⦁ خود را در دوران کودکی دیدن
اگر قرار بود ما یک کودک سه ساله را بگیریم و او را در وسط اتاق بگذاریم ، و من و شما شروع به فریاد زدن بر سر کودک کنیم ، به او بگوییم چقدر احمق است ، چگونه او هرگز نمی تواند کاری درست انجام دهد ، چگونه او باید این کار را انجام دهد و نباید این کار را انجام دهد و به شلوغ کاری ای که کرده نگاه کند و شاید چند بار او را بزنیم ، در نهایت با یک کودک وحشت زده روبرو خواهیم شد که مطیعانه در گوشه ای نشسته است ، و در خود فرو می رود. کودک یکی از این دو راه را طی خواهد کرد ، اما ما هرگز از توانایی ها و استعداد های آن کودک خبر نخواهیم داشت.
اگر همان کودک را بگیریم و به او بگوییم که چقدر او را دوست داریم ، چقدر او برای ما اهمیت دارد ، اینکه ما به شکل ظاهری به او عشق بورزیم و چقدر باهوش و خلاق است ، به نحوه انجام کارهای او عشق بورزیم و اشکالی ندارد برای اینکه او در هنگام یادگیری اشتباه کند – و اینکه ما هرچه که بشود همیشه در کنار او خواهیم بود – در این صورت توانایی ها و استعداد های کودک شما را شگفت زده می کند! هر یک از ما یک کودک سه ساله در درون خود داریم ، و ما بیشتر وقت خود را صرف فریاد زدن با آن بچه در خود می کنیم. سپس تعجب می کنیم که چرا در زندگی ما هیچ چیز درست نیست. اگر دوستی داشتید که همیشه از شما انتقاد می کرد ، آیا دوست داشتید در کنار آن شخص باشید؟ شاید از کودکی با شما اینگونه رفتار شده و این ناراحت کننده است. با این حال ، این مدت ها پیش بود و اگر اکنون تصمیم دارید با خودتان به همان شیوه رفتار کنید ، هنوز هم غم انگیزتر است. بنابراین ، اکنون ، در مقابل ما ، لیستی از پیام های منفی را که از کودکی شنیده ایم ، داریم. چگونه این لیست با آنچه شما فکر می کنید در شما باعث ناراحتی می شود ، مطابقت دارد؟ آیا تقریباً یکسان هستند؟ احتمالا بله.
ما متن زندگی خود را بر اساس پیامهای اولیه خود قرار می دهیم. همه ما بچه های کوچک خوبی هستیم و مطابق آنچه که “آنها” به ما می گویند ، حقیقت را قبول می کنیم. فقط سرزنش پدر و مادرمان و قربانی این سرزنش شدن تا آخر عمر بسیار آسان خواهد بود. اما این نه خیلی سرگرم کننده خواهد بود و نه مطمئناً ما را از این موقعیت بد خارج خواهد کرد.

⦁ سرزنش خانواده خود دانلود کتاب شفای زندگی پی دی اف
سرزنش یکی از مطمئن ترین راه ها برای باقی ماندن در یک مشکل است. در سرزنش دیگری ، ما قدرت خود را می دهیم. درک ما را قادر می سازد از موضوع بالاتر رفته و آینده خود را کنترل کنیم. گذشته را نمی توان تغییر داد. آینده با تفکر فعلی ما شکل می گیرد. برای آزادی و رها شدن ما لازم است که بفهمیم والدین ما با درک ، آگاهی و شناختی که داشتند بهترین کار را انجام دادند. هر زمان که شخص دیگری را سرزنش کنیم ، یعنی مسئولیت خودمان را بر عهده نگرفتیم. آن دسته از افرادی که همه آن کارهای وحشتناک را با ما انجام دادند به همان اندازه ما وحشت زده و ترسیده بودند. آنها همان احساس ناتوانی شما را احساس می کردند. احتمالاً تنها چیزهایی را می توانند به شما بیاموزند همان چیزهایی است که به آنها آموخته شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *